درسهایی از مدل Hines برای گذار صنعت ساختمان ایران از «ساخت صرف» به «توسعه ارزش»
یادداشت راهبردی توسعهگری (شماره ۱)
نویسنده: دکتر مهدی زرقانی | توسعهگر املاک و مستغلات
زمان مطالعه: ۵ دقیقه
در صنعت ساختمان ایران، موفقیت یک فعال اقتصادی معمولاً با شاخصهایی چون تعداد پروژهها، متراژ ساختوساز یا حجم ریالی فروش سنجیده میشود. این سنجهها اگرچه مهماند، اما بهتنهایی بیانگر کیفیت حکمرانی اقتصادی و توان خلق ارزش یک شرکت توسعهگر نیستند.
پرسش بنیادین این است:
یک سازمان چگونه میتواند با بهرهگیری هوشمندانه از منابع محدود، فرصتهای مستعد را شناسایی کند، زنجیره سرمایه و تخصص را بههم پیوند زند و ارزش اقتصادی پایدار بیافریند؟
برای پاسخ به این پرسش، بازخوانی تجارب پیشروان بینالمللی راهگشاست؛ نه برای الگوبرداری مکانیکی، بلکه برای درک منطق کسبوکار و بازآفرینی بومی آن در مختصات اقتصادی ایران.
یکی از برجستهترین الگوها، شرکت سرمایهگذاری و توسعه Hines است؛ مجموعهای که در سال ۱۹۵۷ توسط جرالد هاینز پایهگذاری شد و طی هفت دهه از یک توسعهگر محلی، به غول مدیریت دارایی و توسعه بینالمللی ارتقا یافت. هاینز امروز بیش از ۹۰ میلیارد دلار دارایی تحت مدیریت (AUM) در ۲۹ کشور دارد. نکته کلیدی اینجاست: «دارایی تحت مدیریت» به معنای مالکیت انحصاری نیست؛ بلکه نماد تسلط بر معماری مالی و مدیریت یکپارچه ارزش است.
در بازار مسکن و ساختمان کشور، الگوی سنتی و مسلط همچنان متکی بر:
است. این الگو اگرچه در پروژههای تکواحدی و مقیاس کوچک پاسخگو بود، اما تبدیل آن به تنها مسیر رشد، گلوگاههای شدیدی پدید آورده است.
تورم فزاینده مصالح، جهش بهای زمین، رکود معاملاتی و فرآیندهای اداری فرسایشی، منابع مالی سازندگان را برای دورههای طولانی منجمد میسازد. در این شرایط، حتی سازندگان خوشنام نیز به دلیل انجماد دارایی و ریسک نقدینگی، توان ورود به فرصتهای مقیاسپذیر جدید را از دست میدهند.
از سوی دیگر، بازار با دو شکاف بزرگ روبهروست:
توسعهگر حرفهای، نقطه اتصال این حلقههای گسسته است.
در معماری کسبوکار الگوهای جهانی نظیر Hines، سه ضلع مکمل فرآیند خلق ارزش را محقق میکنند:
تفاوت کلیدی توسعهگر با پیمانکار سنتی در همین دیدگاه نهفته است: پیمانکار مجری مشخصات فنی در بازه ساخت است؛ اما توسعهگر طراح و ناظر بر کل چرخه عمر دارایی (Lifecycle) است.
خرید زمین نباید صرفاً بر پایه چانهزنی سنتی باشد. مدل Highest and Best Use (HBU) ایجاب میکند که پیش از هر تعهدی، تطابق طرح با ضوابط قانونی، پایداری مالی، امکانپذیری فیزیکی و کشش بازار سنجیده شود تا حداکثر بهرهوری حاصل گردد.
در نظام توسعهگری، ساختار سرمایه (Capital Structure) همگام با نقشههای فنی تعریف میشود. توسعهگر باید جریان نقدینگی، سناریوهای بازدهی، مدلهای توزیع سود و ابزارهای متنوع تأمین مالی مجاز را پیش از کلنگزنی تدوین کرده و از انجماد مالی پیشگیری کند.
مالک زمین الزاماً سازنده نیست و سرمایهگذار نقدی نباید درگیر عملیات کارگاهی شود. توسعهگر با شفافسازی قراردادها، مدلهای حاکمیت شرکتی و تدوین ماتریس اختیارات و مسئولیتها، منافع تمام ذینفعان را همراستا میسازد.
ارزش واقعی یک دارایی ساختمانی در دوره بهرهبرداری آن متجلی میشود. کارآمدی مشاعات، مدیریت تأسیسات، بهینهسازی مصرف انرژی و کیفیت تجربه بهرهبردار، ضامن نقدشوندگی و رشد ارزش سرمایه در بلندمدت خواهد بود.
بیتردید شرایط کلان ایران—از تورم ساختاری و ابزارهای محدود مالی بانکی گرفته تا مقررات حقوقی پیشفروش—متفاوت از اقتصادهای تثبیتشده است؛ بنابراین مدلهای بینالمللی نیازمند بازطراحی و انطباق با واقعیتهای ایران هستند.
اما بنیانهای این تفکر غیرقابل تغییرند:
آینده صنعت ساختمان در تسخیر سازندگانی نخواهد بود که صرفاً مترمربع بیشتری میسازند؛ بلکه در اختیار سازمانهایی است که بر مدیریت دارایی، تجمیع تخصصها و همراستاسازی سرمایهها تمرکز میکنند.
«توسعهگر فقط بنا نمیسازد؛ ارزش میسازد.»
مهدی زرقانی
توسعهگر املاک و مستغلات